بسم الله الرحمن الرحیم

م

ابراهیم ۴۲: وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللهَ غَافِلا عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا یُؤَخِّرُهُمْ لِیَوْم تَشْخَصُ فِیهِ الْأَبْصَارُ

ل

(اى پیامبر!) هرگز گمان مبر که خدا، از آنچه ستمکاران انجام مى دهند، غافل است! (نه، بلکه کیفر) آنها را براى روزى که چشم ها در آن (به خاطر ترس و وحشت) از حرکت باز مى ایستد تأخیر مى اندازد.

ل

ک


ا

یک پیام از آیه:

گاهی خیالاتی می‌شویم و حساب و کتاب‌مان بهم می‌ریزد. به این فکر ‌می‌کنیم که «چرا ظالمینی که بویی از عبودیت نبرده‌اند این‌قدر شرایط خوبی دارند؟ چرا به این راحتی می‌خورند و می‌پوشند و می‌نوشند و می‌خرند و می‌فروشند؟ مگر نه این‌که این‌ها منکران رابطۀ عمیق عبد و رب هستند؟ مگر نه اینکه این‌ها در برابر اوامر صاحب، گردن‌کشی می‌کنند؟ پس چرا هیچ بلایی بر سرشان نمی‌آید، ولی ما همیشه درگیر مسئله‌ای هستیم؟ مگر نه اینکه خداوند صاحب ما بندگان است و آگاه و بینای به ما؟ نکند…» به اینجای خیالات‌مان که می‌رسد حتی به وادی تردیدهای خطرناک هم می‌افتیم. نعوذا بالله این وهم به سراغ‌مان می‌آید که شاید خدا حواسش از آن‌ها پرت شده و یا شاید به غفلت افتاده است؟! این سطح از کیفیت خودرو، این حجم از میزان بارندگی، این میزان از زمین‌های زیر کشت، این سطح از کیفیت داروها، این میزان از کالری روزانه و هزار شاخص دیگر؟! در این ماجرا افراد چند دسته می‌شوند. اول آن‌ها که اعتقاد و شناختی نسبت به خداوند ندارند؛ این‌ها همه‌چیز را به گردن تدیُّن می‌اندازند. این افراد مواهب دنیا را نتیجۀ تمدن، پیشرفت و ترقیِ بی‌دینان ظالم می‌دانند و عقب‌ماندگی خود را نتیجۀ افیونِ تدین. دستۀ دوم کسانی هستند که ایمان نصفه‌نیمه‌ای دارند. زرق و برق دنیای کفار این افراد را به اشتباه محاسباتی می‌اندازد و برای راضی‌کردن دل خود مواهب دنیایی کفار را نتیجۀ عمل آن‌ها به دستورات الهی معرفی می‌کنند! زیاد می‌گویند: «ما اسم‌مان مسلمان است ولی آن‌ها رسم‌شان مسلمانی است. شب‌ها پشت چراغ قرمز می‌ایستند. از کار کم نمی‌گذارند و… و… و…» این‌ها اصالت عمل را محصور در نیت عبودیت نمی‌دانند. می‌پندارند اصل عمل، فعل است. غافل از اینکه فعل را به هزار نیت و از ترس و شوق هر چیزی جز بندگی هم می‌توان انجام داد! دستۀ سوم که معرفتی عمیق‌تر نسبت به فعال‌مایشاء بودن خداوند و حصر اعمال در نیت دارند، طور دیگری نگاه می‌کنند. آن‌ها از آنجا که به روز و جا و زمان دیگری اعتقاد دارند، می‌دانند که قرار نیست خداوند ظالمین را همین‌جا عذاب کند. اصلا قرار است به تأخیر بیندازد تا آن روز… تا عذابی که می‌بینند محدود نباشد به محدودیت‌های دنیا و تا بی‌نهایت بسوزند که «انا من المجرمین منتقمون…»