بسم الله الرحمن الرحیم

م

اعراف ۴۴: وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّهِ أَصْحَابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ مَا وَعَدَ رَبُّکُمْ حَقَّا ۖ قَالُوا نَعَمْ…

ل

و بهشتیان دوزخیان را صدا می‌زنند که: «آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، همه را حق یافتیم؛ آیا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حق یافتید؟!» گفتند: «بله…»

ک


ا

یک پیام از آیه:

همۀ انسان‌ها وعده‌های خدا را می‌شنوند. هر کس به طریقی و در موضعی. برخی در موضع بندگی و برخی در موضع ظالمین. برخی وعده‌های خدا را می‌شنوند، حقیقی می‌پندارند و به دنبال کسب رضایت او می‌روند ولی برخی وعده‌های خدا را می‌شنوند و تکذیب و تکفیر می‌کنند. آن‌ها که ایمان می‌آورند، وعده‌های خدا موتور محرکۀ زندگی‌شان می‌شود و گام به گام زندگی‌شان را در راستای رضایت الهی شکل می‌دهند… اما آن‌ها که وعده‌ها را حقیقی نمی‌دانند و آن را تکذیب می‌کنند زندگی‌شان را در راستای هرچیزی سامان می‌دهند جز رضایت و وعده‌های الهی… آن‌ها که وعده‌ها را راست می‌دانند محور زندگی‌شان می‌شود احکام و اخلاق الهی و سنت و سیرۀ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)… ولی آن‌ها که وعده‌ها را دروغ می‌پندارند محور زندگی‌شان می‌شود امیال نفس، خانواده، جامعه و نهایتاً شیاطین‌شان… اگر در بازار می‌دوند نه به دنبال لبخند رضایت الهی که به دنبال سود بیشترند، حالا به هر شکل… اگر در وادی ازدواج‌اند نه به دنبال لبخند رضایت الهی که به دنبال امیال خود، خانواده، سنن و قوانین کور اجتماع دور و برشان هستند، حالا هرچه باشد… اگر در وادی علم‌آموزی‌اند نه به دنبال علم نافع از منظر الهی که به دنبال دانستن برای دانستن، نام و جاه و مال‌ و فرار از احساس بی‌خاصیت‌بودن است… اگر در رسانه‌اند نه به دنبال نشر و تعمیق توحید و زیست الهی که به دنبال شهوات دیده‌شدن، شنیده‌شدن، معتبر‌‌شدن و مال‌دار‌شدن هستند… هرچه بار بخورد هم می‌نویسند و می‌سازند و منتشر می‌کنند. اصلا وعده‌های الهی هم در هیچ یک از این مراحل مد نظرشان نیست… این‌ها باورشان نمی‌شود که وعده‌های الهی راست باشد. باورشان نمی‌شود، تا روز حساب… تا روزی که آشنایان‌شان را می‌بینند. آشنایانی که وعده‌ها را باور داشتند و حالا از این‌ها می‌پرسند «ما بهشت را و رضایت الهی را دیدیم، وعده‌های خدا راست بود، شما چه؟ حرف‌های خدا برای آتش و سوختن و قهر الهی راست بود…؟» این‌ها هم با یک حسرت عجیبی می‌گویند: «بله»… دیده‌ها را دیگر همه باور می‌کنند… همۀ سختی در باور نادیده‌ها است… و تو گویی ایمان یعنی باور به ندیده‌ها…